♡♡♡رفتن پرنیا عسلی به مشهدو مرواریدای جدید♡♡♡
سلام خشگله مامان امسال هم بدون بابایی رفتیم مسافرت نمی دونم این باباجون کی می خواد تو رو ببره مسافرت .31مرداد همراه با خاله ها و مامان جون و آقاجون مامانی رفتیم مشهد خیییییییییییلی بهمون خوش گذشت من و شما و خاله اشرف رفت رو با هواپیما رفتیم و برگشت رو مامان جون هم با هامون اومدش اونجا که انقدر بهت خوش گذشت که نگو فقط دوست داشتی راه بری و کالسکه رو قبول نداشتی و وقتی هم که سوار کالسکه می شدی باید حتما من هولت می دادم ونمی ذاشتی منصوره هولت بده . تو بازار هاش که می رفتیم از این مغازه به اون مغازه می رفتی و جلوتر از همه و تو مغازه ها هم لباس ها رو این رو اون رو می کردی یه دفعه که خیلی باحال بو یه عالمه برات خندیدیم ما داشتیم لباس می خریدیم که یک دفعه دیدیم شما نشستی و یه شورت از سبد برداشتی و حالا بپوش و کی بپوش خیلی باحال بود خلاصه زیاد اذیت نکردی فقط روز آخر تب و اسهال گرفتی و بعد از چند روز که اومدیم خونه دندون 13 در اومد و چند روز بعدش دندان چهارم ...
اونجا هم زیاد ازت عکس نگرفتم آخه نمی شد عکس بگیری ولی خب بردمت عکاسی یه عکس خوشمل ازت گرفتم
الهی فدای خنده هات بشم




پرنیا خانم نماز می خونه


فرودگاه مشهد
چ
خرید های پرنیا







♡♡♡رفتن پرنیا عسلی به مشهدو مرواریدای جدید♡♡♡
